تبلیغات
دانشجویان تربیت بدنی 87 شهید بهشتی - ...؟؟؟؟؟؟؟
دانشجویان تربیت بدنی 87 شهید بهشتی
چرا ایرانیان بدبخت اند ؟

چرا ایرانیان بدبخت هستند؟

اوریانا فالاچی در یک مصاحبه از وینستون  چرچیل سوال می کند

آقای نخست وزیر، شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند می روید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کاررا نمی توانید

 در بیخ گوش خودتان یعنی در ایرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است انجام دهید؟

وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ می دهد:

برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج هست که این دوابزار مهم را درایرلند دراختیار نداریم

خبرنگار سوال می کند این دوابزار چیست؟  چرچیل در پاسخ می گوید!

 اکثریت نادان  و  اقلیت خائن

 این جمله تاریخی را باید بعنوان سند تاریخی هر انسان بویژه ایرانیها آویزه گوش خود کنند.

نخست آنکه کشور دمکرات جهان نخست وزیرش اینگونه آشکارا راهزنی خود را که از

اجدادش به ارث رسیده است بگوش جهانیان می رساند و کوچکترین شرمی هم  ندارد.

امــا چرچیل یک واقعیت را بیان کرد.

باید از او برای راستگویی و واقعگرایی اش سپاسگذار نیز باشیم.

فرض در کشوری مردم نا آگاه و نادان باشند آیا شما دمکرات باید مردم آن سرزمین را غارت کنی؟

این باید ابتدا درسی برای روشنفکران تازه بدوران رسیده ایرانی باشد.

بهتر است نام این عده را سوسولهای سیاسی نوپا نام بگذاریم که مدام به شاه نیز ناسزا می گویند.

به هر حال هر دو مورد دلخواه انگلیس در ایران موجود بود و هست.

لازم به یادآوری است روسها نیز درست از همین شیوه استفاده کرده و می کنند.

همیشه در طول تاریخ ایران ما مشکل روس و انگلیس را داشتیم.

1.مردم مذهبی غرق در خرافات و نادان،2. دوم یک عده وطن فروش مزدور.

برای برونرفت از زندان اکثریت نادان باید آموزش و پرورش جامعه را گسترش داد.

خرافات و نادانی مردم را تنها می شود با گسترش مدارس دبستان ها و دانشگها عملی کرد که

خاندان پهلوی بی وقفه اینکار را کردند. آنان که مخالف این امر هستند خود را به نادانی زده اند

یا آنکه آگاهانه و با ماموریت به تخریب چهره های میهن پرستان دست می زنند.

انگلیسی ها برای پیش بردن اهداف خود ابتدا مراکز کـرنش مردم  را پیدا می کنند و

 از آنجا وارد می شوند.

مردم شیعه ایران مطیع ملایان و مراجع تقلید بودند. از کوچکترین مسائل  خانواده گرفته تا

خوراک، ناموس، امور شرعی و صدها نیازمندیهای معنوی و مادی پیرو فـــتـــوا

آخوندها و مراجع تقلید بودند.

انگلیسی بسرعت مرکز قدرت را کشف کردند و تلاش به نفوذ و خرید مراجع تقلید

کردند. در اینکار نیز موفق بودند. حتی برای یک سید با پارچه نسوز عمامه درست کردند

و گفتند که این مرد آنقدر بخدا نزدیک است که عمامه او در آتش نمی سوزد.

در این مورد من تحقیقات زیادی درمکانهای نفت خیز و حوزه های علمیه انجام دادم.

ردپا همه به یک جا ختم می شد.

گسترش حوزه علمیه قم که بظاهر نام علم بروی آن نهادند  درست نقطه مقابل  و

ضد گسترش آموزش و پرورش بود. کشور اسلام زده حال که پس از قاجار بدست

کسانی افتاد که جداً تحول بنیادین انجام دادند زنگ خطر انگلیسی ها را بصدا

درآورد.

انگلیسی ها با نفوذ در عقیده و مذهب مردم  و روسها با نفوذ در بخش روشنفکران

و کشاندن آنها به گونه دیگر ازعقیده مارکسیستی  از دو طرف سخت در تلاش بودند.

که شاه ایران در همان زمان نیز متوجه شده بود و واژه ارتجاع سرخ سیاه را بکار برد.

آن زمان شاه متوجه شده بود گویا دیگر دیر شده بود و شاه را آلوده به سرطان کردند.

در این مورد نیز مقاله مفصل خواهم نوشت.

یک نوع سرطان سیاسی که فقط سیاسمتداران منطقه  به آن مبتلا می شوند از شاه حسین اردنی

گرفته تا حافظ اسد یا شاه یا شخصیتهای دیگر. چه بسا خمینی هم که اواخر پی برده بود

و آن شعر معروف را نوشته بود که می گفت :

در میکده را بگشایید که من از مسجد و مدرسه بیزار شدم  من به خالت لبت ای دوست گرفتار شدم

آری اگر کسی حقایق را بگوید آنرا نادان یا پارانوی خطاب می کنند.

می گـویید نــه ؟  نمونه دیگر.

انگلیسی ها از ایران چه می خواستند؟ آیا عاشق فرهنگ ایران بودند؟ نـه.

 فقط نفت.

آری . حال وقتی نفت هدف اصلی است پس نزدیک شدن به موضوع نفت یک تـابو و

اکیداً غدغن (ممنوع) می باشد. دکترمصدق با نزدیک شدن به تابو نفت از مدار قدرت

بازماند. پس از مدتی شاه نیز با کمپانیهای نفتی درگیر شد همان سخنرانی معروف

سال 1973 که نمی خواست قرارداد را تمدید کند ، شاه هم با نزدیک شدن به تابو

نفت حکم مرگ خود را امضاء نمود. انگلیسی ها هیچگاه نمی گذارند چنین حکومتهای

پشتوانه یا پایگاه مردمی داشته باشند.

یک نمونه دیگر احمدی نژاد بیش از چندین و چند وزیر نفت تعیین کرد ولی نتوانست

یک وزیر نفت بگمارد. تا اینکه فهمید حریف آنها نمی شود و وزیر از جای دیگر گمارده شد.

احمدی نژاد حریف بازار نشد چه رسد به مافیای غول پیکر نفتی.

دوستان هم میهنان این حقیقت و واقعیت عریان جامعه جهانی و ایران است.

عدم پذیرش شما هیچ تاثیری در واقعیت امر ندارد.

چه کنیم، چاره چیست؟

تا هنگامیکه  آن دو مورد راکه آقای وینستون چـــرچـیـل  نـام برد در ایران موجود باشد،

ما نمی توانیم کنش موثری انجام دهیم و ایران را آباد کنیم.

از آنجایی که ما مانند ایرلندی ها یا هندی ها که پوز انگلیسی ها را بخاک مالیدند،

یگانه  و یکپارچه نیستیم باید با جامعه جهانی همدست باشیم.

زیرا آنها کینه شتری دارند و به آوردن خمینی نیز بسنده نمی کنند و ایران را نیز

تکه تکه خواهند کرد.

وقتی نخست وزیر کشور قدرتمندی مانند انگلیس اینگونه آشکارا  اعتراف می کند و

می گوید که اگر ما در هر کشوری این دو ابزار را داشته باشیم بلافاصله وارد

 عمل خواهیم شد، پس مطمئن باشید این فقط حرف چرچیل نبود بـلکه زیر بنا و دکترین

انگلیس براین اصل بنا شده است.

حــال با چه بهایی این دموکراسی در کشورهای از ما بهتران پا برجا است دیگر مهم نیست.

آنها نه با استعمار کهن بلکه با ابزاری مدرن بنام دمکراسی ما را غارت کردند.

شاه ایران را چون نمی خواست باج نفتی بدهد متهم به عدم رعایت دموکراسی در ایران

کردند ولی از عربستان و کلیه کشورهای عربی و غیر عربی دیکتاتور وابسته بخود

نه تنها گیر نمی دادند بلکه حمایت نیز می کردند.

آری هم میهن داغ دیده من. هم میهنی که بقول چرچیل چوب نادانی خودت را می خوری.

تصمیم با تو است. هدف من اینجا توسعه افکار ضد انگلیسی نیست.

بلکه جهان ما اینگونه است. انگلیس نباشد روس، روس نباشد آمریکا یا یک کشور دیگر اینکار

می کند. مهم آنست که تو بفهمی ساختار جهان کنونی همین است. یا باید آگاه و

دانا بود و باج نداد یا اگر آگاه نیستیم با ملی گرایی کله شقانه و بی مایه خود چند نسل را

به قهقرا نکشانیم. اگر نمی پذیرید پس در همان چرخه باطل دور خواهید زد.

اگر انگلیسی ها موفق بودند حتی  در جهت منفی، باید انگلیس را پیروزمندترین

امپراطوری جهان دانست که با گسترش جغرافیایی زبان خود را نیز در جهان حاکم کرد.

زیرا آنها  متکی به قانون طبیعت بودند که همانا قوی بر ضعیف حاکم است.

امروز نیز نظریه ماکیاولی اساس سیاست داخله و خارجه انگلستان را تشکیل می دهد.

به امید پیروزی دانایی بر جهل و نادانی.

به امید گسترش اندیشه اهورایی  در جهان که همانا اندیشه دوستی برادری و

 برابری انسانها است. به امید نجات کره زمین. دواری با شماست خواننده گرامی.

نیک جعفرزاده  16 ماه می 2009.05.16 http://www.jnik.blogfa.com نقل از وبلاگ




نوشته شده در تاریخ شنبه 10 بهمن 1388 توسط شادی سعادتی

قالب وبلاگ

[cb:post_author_photo_small]